الشيخ حسين المظاهري
64
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
( لكن او با هوى و هوس خود را بر زمين دوختقابليت هدايت نداشتمثل او چون سگى است كه اگر به او رو كنى له مىزند و اگر او را واگذارى باز له مىزند ) . « و لقد ذرأنا لجهنّم كثيرا من الجنّ و الانس لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم اعين لا يبصرون بها و لهم اذان لا يسمعون بها اولئك كالانعام بل هم اضلّ اولئك هم الغافلون » « 1 » ( و همانا عاقبت بسيارى از آدميان و جنيّان دوزخ است زيرا دل دارند ولى تفهّم ندارند و چشم دارند و بصيرت ندارند و گوش دارند و با آن نمىشنوند ، آنان همانند چارپايان بلكه گمراهتر از چارپايانند ) . « انّ شرّ الدّوابّ عند اللّه الصّم البكم الّذين لا يعقلون » « 2 » ( شرورترين جنبندگان نزد خداوند افرادى هستند كه گوش شنوا و زبان گوياى حق و تعقّل ندارند ) راستى چه زشت است كه لجاجت و عصبيت ، هوى و هوس ، حبّ جاه و مال و پيروى از لذتهاى زودگذر انسان را از حقيقتجوئى و حقيقتيابى بازدارد و بدست خويش گور حق و حقيقت را بكند كه در واقع گور خود را كنده است . قرآن در سورهى مدّثر داستانى را نقل مىفرمايد كه لازم است هر خردمندى از آن متنبّه شود : « وليد بن مغيره » كه به جهت فصاحت و بلاغت در گفتار او را « ريحانة العرب » مىناميدند ، روزى به مسجد الحرام وارد شد ، پيامبر ( ص ) به تلاوت سورهى « حم سجده » مشغول بود ، وليد چنان دلباختهى كلام قرآن شد كه به ميان قريش آمد و كلام مشهور خود را در ستايش قرآن بيان داشت : « انّ له لحلاوة ، انّ له لطراوة و ان اعلاه لمثمر ، و انّ اسفله لمعزق و انّه يعلو و لا يعلى عليه » ( بسيار شيرين است ، بسيار باطراوات است ، بالاى آن شاخههاى پرثمرى دارد ، و پايين آن ريشههاى استوارى ، بر هر كلامى برترى دارد و هيچ كلامى نمىتواند برتر از آن قرار گيرد )
--> ( 1 ) - سورهى اعراف آيهى 179 ( 2 ) - سورهى انفال آيه 22